هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
573
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
اما مثل كارهاى قديم « قوام » و « دوام » ندارد . يكشنبه ، غره « 1 » شهر ذى حجة الحرام [ 1304 ه . ق . ] امروز صبح ، هوا پر از مه غليظ و تا ساعت 11 ، خيلى « خفه » و « گرم » بود . بعد ، كمكم روشن شد . چون امروز هم ، روز تعطيل « انگليسى » « 2 » است و من هم كسل بودم ، تا عصر از منزل بيرون نرفتم . طرف مغرب ، قدرى سوار كالسكه شده ، اطراف « هيدپارك » گردش كردم . بعد مراجعت نموده ، تا نزديك شام به صحبت مشغول شده ؛ بعد از شام قدرى نشسته ، خوابيدم . دوشنبه ، دوّم [ ذى حجة الحرام 1304 ه . ق . ] امروز مستر « كمبرلاند » « 3 » كه سابقا هم [ به ] « حيدرآباد » آمده بود ، به ديدن آمد . در يك عمل بسيار « تردست » و « ماهر » است ، و آن اين است كه اگر دو نفر ، اشارتا يا كنايا يا بهطور نجوا ، شيئى را نشان كنند يا به يكديگر بگويند ، او چشم خود را بسته ، دست اشارهكننده را به پيشانى خود چسبانده ، به خط مستقيم مىبرد پهلوى همان شيئى كه منظور بوده [ است ] و آن دست ديگر اشارهكننده را مىگذارد روى آن . خيلى كار مشكلى است . يكى از همراهان ، سنجاقى را ميان جعبهاى كه در اتاق ديگر بود ، گذارده ، به ديگرى آهسته گفت . بعد « كمبرلاند » ، دست وى را به پيشانى نهاده ، به خط مستقيم برد سر جعبهء آن را باز نموده ، دستش را روى سنجاق نهاد . از اين قبيل كارها زياد نمود . بعد از رفتن مشار اليه ، « 4 » به اتاق مخصوص خود رفته ، به خواندن كتاب و امور ديگر ، روز را به پايان رسانيدم . سهشنبه ، سيم [ ذى حجة الحرام 1304 ه . ق . ] تازه [ اى ] كه قابل مذاكره باشد ، رخ ننمود . طرف عصر ، حالم برهم خورد . [ و ]
--> ( 1 ) . منظور : اول ، آغاز . ( 2 ) . در اصل : انگليسها ( 3 ) . منظور : كمبرلن ، چمبرلن ، چمبرلين . ممكن است وى همان ژوزف چمبرلين ( Jeoseph Chamberlain ) وزير معروف انگلستان باشد كه بين سالهاى 1836 تا 1914 م . مىزيسته است . وى عضو كابينه گلادستون بوده است . ( 4 ) . اشاره شد ، نشان داده شده .